السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
242
تحرير الوسيلة (فارسى)
--> [ 15 ] رجوع شود به فرهنگ لغات . [ 16 ] با توجه به مسأله 14 و 16 وقتى مىتوان از ابرو و محاسن و غيره رطوبت گرفت كه رطوبت تمام دست ، حتى دست چپ ، كف ، پشت آن و ذراع خشك شده باشد . [ 17 ] يعنى در مقدمات آن نباشد بلكه به مجرّد وجود آن ، غصب تحقّق پيدا كند [ 18 ] مثل انسان - حيوان [ 19 ] شبهه محصوره يعنى مثلا بداند كه يكى از دو يا چند ظرف محدود نجس است و نداند كه آن نجس كدام است . [ 20 ] يعنى داراى رجحان و مزيتى باشد . [ 21 ] كسى كه بىاختيار بول از او خارج مىشود . [ 22 ] كسى كه بىاختيار غائط از او خارج مىشود . [ 23 ] به اصطلاحات . . . . [ 24 ] به فرهنگنامه مراجعه شود . [ 25 ] در خواب منى از او خارج شود . [ 26 ] سورههائى كه سجده در آنها بواسطهء خواندن آيههاى سجده واجب است . [ 27 ] يعنى طورى كند كه آب به آن راه پيدا كند . [ 28 ] استبراء بخرطات همان استبرائى است كه بعد از بول كردن مستحب است . [ 29 ] يعنى زنى كه به خاطر بالا بودن سنش ( 50 يا 60 سال ) خون حيض نمىبيند . [ 30 ] كسى است كه نسبش به نضر بن كنانه برسد . [ 31 ] به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود . [ 32 ] قسمتى از روز گذشته را با قسمتى از روز بعد يك روز حساب كرده . [ 33 ] يعنى با ترك عبادت احتياط كند تا وضعش روشن شود [ 34 ] سورههاى چهارگانه كه آيهء سجده واجب دارند و قبلا توضيح داده شد . [ 35 ] و ( 36 ) و ( 37 ) - به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود . [ 38 ] كسى كه پىدرپى از او بول خارج مىشود . [ 39 ] يعنى استحاضه قليله نسبت به متوسطه و كثيره ، و استحاضه متوسطه نسبت به كثيره در مرتبهء پائين و ضعيفتر است و لذا وظيفه در آنها هم نسبت به اعلى ضعيفتر است . [ 40 ] نفاس نيست . [ 41 ] قبلا توضيح داده شد . [ 42 ] كسى كه حج بر او واجب شده و نرفته ولى فعلا پير و يا داراى مرضى است كه مأيوس از خوب شدنش است ، بايد نائب بگيرد . [ 43 ] ترجمهء مفاتيح الجنان مرحوم محدث قمى ( ره ) ص 1066 نشر محمد [ 44 ] و ( 45 ) به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود . [ 46 ] كسى كه مطابق قرارداد ، تاوان خطاى ديگرى را بپردازد . [ 47 ] غسل و كفن و دفن او را به عهده بگيرد . [ 48 ] و ( 49 ) و ( 50 ) به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود . [ 51 ] غسل و كفن و دفن او . [ 52 ] گياهى است كه داراى گل هم مىباشد . [ 53 ] مالى كه از ميّت باقى مانده است . [ 54 ] حق جنايت عبارت از ديه و مانند آن است .